- تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۱
- کد خبر : 2148 چاپ خبر
تصویری از زمینگیری اقتصاد جهان در پی وقایع تنگه هرمز
تصویری از زمینگیری اقتصاد جهان در پی وقایع تنگه هرمز
بحران در تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست بلکه یک شوک ساختاری در زنجیره تامین جهانی است که از میدانهای نفت و گاز آغاز میشود، از پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی عبور میکند، به کارخانهها و صنایع تولیدی میرسد و در نهایت در هزینه زندگی مردم در سراسر جهان ظاهر خواهد شد. وقتی از بسته
بحران در تنگه هرمز تنها یک بحران انرژی نیست بلکه یک شوک ساختاری در زنجیره تامین جهانی است که از میدانهای نفت و گاز آغاز میشود، از پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی عبور میکند، به کارخانهها و صنایع تولیدی میرسد و در نهایت در هزینه زندگی مردم در سراسر جهان ظاهر خواهد شد.
وقتی از بسته شدن تنگه هرمز سخن گفته میشود، در واقع موضوع تنها یک اختلال در بازار نفت خام نیست بلکه باید آن را به عنوان اختلالی ساختاری در کل زنجیره انرژی، صنعت و تجارت جهانی در نظر گرفت. تنگه هرمز دومین گلوگاه مهم انرژی در جهان محسوب میشود و طبق دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ به طور متوسط حدود ۲۱ میلیون بشکه در روز نفت و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور کرده است.
این رقم معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان است؛ به عبارت دیگر، تقریبا از هر پنج بشکه نفت مصرفی در جهان، یک بشکه از این گذرگاه عبور میکند. از این حجم، حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز مربوط به نفت خام و میعانات گازی و حدود ۶ میلیون بشکه در روز مربوط به فرآوردههای پالایشگاهی است که از کشورهای تولیدکننده خلیج فارس مانند عربستان، عراق، امارات، کویت و ایران به بازارهای جهانی صادر میشود. این تمرکز جغرافیایی صادرات انرژی باعث شده است که اقتصاد جهانی به ثبات یک منطقه بسیار محدود وابسته باشد؛ منطقهای که سهمی حدود ۳۴ درصد از تجارت جهانی نفت خام را در اختیار دارد.
در شرایط بحران و اختلال در این مسیر، همه این حجم لزوما به طور کامل حذف نمیشود زیرا بخشی از صادرات ممکن است از مسیرهای جایگزین منتقل شود. برای مثال، بخشی از صادرات ایران که در حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود همچنان ادامه مییابد. همچنین عربستان از طریق خط لوله شرق به غرب خود که میادین نفتی شرق این کشور را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند، میتواند بخشی از صادرات خود را بدون عبور از تنگه منتقل کند. با این حال ظرفیت خطوط لوله جایگزین در کل منطقه تنها حدود ۲ میلیون بشکه در روز برآورد شده است که حتی در صورت استفاده کامل نیز تنها بخشی از جریان طبیعی نفت خام را جایگزین میکند.
در نتیجه در بهترین حالت حدود ۱۶ میلیون بشکه در روز از جریان انرژی جهانی دچار اختلال میشود؛ رقمی که به تنهایی معادل بخش بزرگی از عرضه جهانی انرژی است و جایگزینی آن در کوتاهمدت عملا امکانپذیر نیست. در پی اختلال در تردد نفتکشها و کاهش شدید صادرات از خلیج فارس، گزارشهای منتشرشده توسط بلومبرگ نشان میدهد که چندین تولیدکننده بزرگ نفت در منطقه ناچار به کاهش گسترده و اجباری تولید شدهاند.
کاهش تولید تولیدکنندگان بزرگبر اساس این گزارشها، چهار تولیدکننده اصلی یعنی عربستان، عراق، امارات و کویت در مجموع تا حدود 7 میلیون بشکه در روز از تولید نفت خود را کاهش دادهاند؛ رقمی که معادل حدود ۶ درصد کل عرضه جهانی نفت محسوب میشود. جزئیات این کاهش نیز قابلتوجه است؛ عربستان بین ۲ تا ۲.۵ میلیون بشکه در روز از تولید خود کاسته، عراق حدود ۳ میلیون بشکه در روز کاهش تولید داشته، امارات بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز از تولید خود را کم کرده و کویت نیز حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز تولید را کاهش داده است. علت اصلی این کاهش تولید، نه تصمیمات معمول بازار بلکه محدودیت شدید در صادرات و پر شدن سریع ظرفیت ذخیرهسازی نفت در پایانههای منطقه عنوان شده است؛ به این معنا که با مختل شدن عبور نفتکشها از تنگه هرمز، امکان انتقال نفت به بازارهای جهانی کاهش یافته و تولیدکنندگان برای جلوگیری از پر شدن مخازن ناچار به کاهش تولید خود شدهاند. کاهش تولید، ابتدای انتقال بحران به جهان تحلیلگران بازار انرژی معتقدند این کاهش اجباری تولید یکی از نخستین نشانههای انتقال بحران ژئوپلیتیکی خلیج فارس به ساختار عرضه جهانی نفت است و میتواند در صورت تداوم بحران، فشار قابلتوجهی بر بازار انرژی و صنایع وابسته در سراسر جهان وارد کند.
اختلال در تنگه هرمز، ابتدای اختلال در زنجیره تامین اما اهمیت تنگه هرمز تنها به نفت خام محدود نمیشود. این مسیر یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت گاز طبیعی مایع شده (الانجی) نیز محسوب میشود. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب الانجی از این تنگه عبور میکند که معادل حدود ۳۲۳ میلیون متر مکعب گاز طبیعی در روز است و تقریبا ۲۰ درصد تجارت جهانی الانجی را تشکیل میدهد. بخش عمده این صادرات مربوط به قطر است که یکی از بزرگترین صادرکننده الانجی جهان محسوب میشود. توقف این جریان به معنای ایجاد فشار قابل توجه در بازار جهانی گاز است زیرا بسیاری از کشورها به ویژه در آسیا برای تولید برق و تامین انرژی صنایع خود به واردات الانجی وابسته هستند.در کنار الانجی، حجم بزرگی از الپیجی نیز از منطقه خلیج فارس صادر میشود. کشورهای این منطقه از بزرگترین صادرکنندگان الپیجی در جهان هستند و بخش عمده صادرات آنها از مسیر تنگه هرمز به بازارهای آسیایی انجام میشود.الپیجی نه تنها به عنوان سوخت خانگی در بسیاری از کشورهای در حال توسعه استفاده میشود، بلکه یکی از خوراکهای مهم صنایع پتروشیمی برای تولید پروپیلن و سایر مواد شیمیایی پایه است.
اگر اثر حذف ۱۶ میلیون بشکه نفت خام در روز از زنجیره انرژی جهان در مقیاس صنعت بررسی شود، ابعاد واقعی بحران آشکار خواهد شد. هر بشکه نفت حدود ۱۵۹ لیتر حجم دارد؛ بنابراین حذف ۱۶ میلیون بشکه در روز به معنای حذف ۲ میلیارد و ۵۴۴ میلیون لیتر نفت خام در روز از چرخه انرژی جهان است. این نفت در پالایشگاهها به مجموعهای از محصولات حیاتی تبدیل میشود که شامل بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، نفتا، الپیجی و سوختهای سنگین است. نفتا و الپیجی نیز به عنوان خوراک اصلی صنایع پتروشیمی مورد استفاده قرار میگیرند و به مواد پایه شیمیایی تبدیل میشوند.به همین دلیل اختلال در تنگه هرمز تنها یک شوک در بازار نفت خام نیست، بلکه یک اختلال چندمرحلهای در زنجیره تامین جهانی ایجاد میکند؛ زنجیرهای که از استخراج نفت و گاز آغاز میشود، به حملونقل دریایی انرژی میرسد، سپس وارد پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی میشود و در نهایت به کارخانهها، صنایع پاییندستی و مصرفکنندگان نهایی ختم میشود.در این میان صنعت پتروشیمی یکی از نخستین بخشهایی است که اثر بحران را تجربه میکند. خوراک اصلی بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی شامل نفتا، اتان، الپیجی و میعانات گازی است. هنگامیکه صادرات این مواد از خلیج فارس کاهش پیدا کند، تولید در مجتمعها نیز کاهش مییابد و در نتیجه تولید مواد پایهای مانند اتیلن، پروپیلن و آروماتیکها محدود میشود. این مواد پایه در مرحله بعد برای تولید پلیمرهای اصلی جهان مورد استفاده قرار میگیرند؛ موادی مانند پلیاتیلن، پلیپروپیلن، PVC و پلیاستایرن که ستون فقرات صنعت پلاستیک جهان محسوب میشوند.
تسری بحران به صنایعدر حقیقت بحران انرژی در اینجا یک اثر دوگانه در صنعت پتروشیمی ایجاد میکند. نخست اثر مستقیم است که ناشی از کاهش دسترسی به خوراک و کاهش تولید در مجتمعهای پتروشیمی است. دوم اثر غیرمستقیم است که از طریق افزایش هزینههای انرژی، حملونقل و بیمه وارد زنجیره تولید میشود. حتی اگر قیمت نفت در کوتاهمدت نوسان داشته باشد یا در مقاطعی کاهش پیدا کند، هزینه واقعی تولید همچنان افزایش مییابد، زیرا دسترسی به خوراک با عدم قطعیت همراه میشود و هزینههای لجستیکی نیز افزایش پیدا میکند.دادههای بازار نیز این واکنش قیمتی را تایید میکنند. بر اساس دادههای منتشرشده در پایگاه Trading Economics، در هفتههای نخست بحران قیمت پلیمرهای پایه در بازارهای جهانی افزایش قابلتوجهی داشته است. قیمت پلیاتیلن در برخی بازارهای آسیایی تا حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و قیمت پلیپروپیلن نیز افزایشهایی در محدوده ۲۰ تا ۲۵ درصد را تجربه کرده است. قیمت پیویسی و پلیاستایرن نیز در همین دوره رشدهایی در محدوده ۲۰ درصد را ثبت کردهاند. این افزایشها نشان میدهد که بازار پتروشیمی به سرعت به شوکهای عرضه انرژی واکنش نشان میدهد و شوک آن نسبت به قیمت نفت، پایدارتر است.
اما پیامد این افزایش قیمت تنها به بازار مواد اولیه محدود نمیشود. صنایع پاییندستی که از این مواد استفاده میکنند نیز به طور مستقیم تحت تاثیر قرار میگیرند. صنایع ساختمان، خودروسازی، نساجی، بستهبندی مواد غذایی، لوازم خانگی و حتی صنایع الکترونیک همگی به مواد پتروشیمی وابسته هستند. در چنین شرایطی بسیاری از کارخانهها با دو چالش همزمان افزایش قیمت انرژی و مواد اولیه و کاهش دسترسی پایدار به آنها روبهرو میشوند؛ این وضعیت میتواند در برخی صنایع منجر به کاهش ظرفیت تولید، توقف خطوط تولید یا تاخیر در زنجیره تامین شود.
در مقیاس اقتصاد جهانی هنوز مشخص نیست که هر صنعت دقیقا چه میزان از این شوک را جذب خواهد کرد. مشخص نیست که هر صنعت تا چه اندازه قادر خواهد بود افزایش هزینهها را به مصرفکنندگان منتقل کند، چه میزان از تولید خود را کاهش خواهد داد و قدرت خرید مصرفکنندگان در برابر این افزایش قیمتها تا چه حد مقاومت خواهد کرد. اما آنچه تقریبا قطعی است این است که همه صنایع با افزایش هزینه مواجه خواهند شد.در حقیقت این افزایش هزینه به مصرفکننده نهایی منتقل میشود. قیمت کالاهایی که مردم هر روز استفاده میکنند از مواد غذایی و بستهبندی گرفته تا پوشاک، لوازم خانگی، خودرو و مصالح ساختمانی همگی تحت تأثیر افزایش هزینه مواد اولیه قرار خواهند گرفت. در نتیجه، بحران در تنگه هرمز را نمیتوان صرفا یک بحران انرژی دانست. این بحران در واقع یک شوک ساختاری در زنجیره تامین جهانی است که از میدانهای نفت و گاز آغاز میشود، از پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی عبور میکند، به کارخانهها و صنایع تولیدی میرسد و در نهایت در هزینه زندگی مردم در سراسر جهان ظاهر خواهد شد.افشین غلامعلی پور؛ دستیار ویژه معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی
منبع خبرگزاری فارس
لینک کوتاه
برچسب ها
ناموجود
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0