• تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۰
  • کد خبر : 2383
  • چاپ خبر
رقص پرچم ایران در خیابان‌ها به همت پاکبان همدانی

رقص پرچم ایران در خیابان‌ها به همت پاکبان همدانی

حسن آقا، پاکبان شریف منطقه یک شهرداری نه به قدر یک نفر، به سهم تمام کسانی که از وطن بریدن، عشق دارد و در ایستادن و ساختن و اقتدار ایران مایه می‌گذارد آن هم با نصب دو سه پرچم و ایستادن و دل به دل این خاک مقدس دادن.  پشت سر عصر قدم که نه

حسن آقا، پاکبان شریف منطقه یک شهرداری نه به قدر یک نفر، به سهم تمام کسانی که از وطن بریدن، عشق دارد و در ایستادن و ساختن و اقتدار ایران مایه می‌گذارد آن هم با نصب دو سه پرچم و ایستادن و دل به دل این خاک مقدس دادن.
 پشت سر عصر قدم که نه می‌دوید! تا مبادا مَثَل، روغن بریزید و عسل جمع کنید در محوطه کاری‌اش خدشه بردارد و به چشم نیاید که به پست هم خوردیم.من با اُسمو و قلم و دوات، او با فرغون و جارو و ابزار پاکسازی شهر؛ رخ در رخ هم شدیم و همان لحظه اول قاپ دلم را دزدید.بالاخره در کسری از ثانیه خوراک خبری پیدا کرده بودم و تصویری ناب که جا داشت دست به دست و به قول امروزی‌ها وایرال شود، خصوصا که جلوه‌ای بود از شرافت و غیرت در عین سادگی.تندی دست به دامان کلام شدم و پشت هم کلمه ردیف و خودم را معرفی کردم؛ چهره پیچیده در سپاه سفید و سیاه ابروها و موهایش که کما و بیش پیدا بود، با روی خوش جواب داد و گپ‌وگفتی ساده و دلی درگرفت و حسن آقا با ویژگی بارز مهربانی سوژه ناب شرافت و اصالت شد‌.

سه رنگی که دل حسن‌ آقا را می‌برد

شرافت و غیرتی که دوش به دوش وطن معنا می‌گرفت و علقه‌ای که ریشه در این آبادی همیشه آباد دارد. حسن آقا، پاکبان شریف منطقه یک شهرداری نه به قدر یک نفر، به سهم تمام کسانی که از وطن بریدن، عشق دارد و در ایستادن و ساختن و اقتدار این آبادی مایه می‌گذارد.حسن آقایی که چرخ‌دستی پیش پا افتاده کارش را سنجاق کرده به نشان مام وطن و هر کوچه و خیابان را در هر ثانیه و دقیقه با عشق جارو می‌زند و هر دم نگاهش را وفادارانه به پرچم سه رنگ این دیار می‌دوزد و دلش غنج می‌رود.شور و شعور وطن‌پرستی یا همان غیرت به وطن یا هر نامی که سزاوار این دلدادگی باشد قدم به قدم با حسن‌ آقا طی طریق کرده و قد کشیده و عاقبت سر بزنگاه جلوه‌ای ساخته عجین با تار ارادت و پود اصالت.

پیرمرد امید پیوند می‌زند

پا به حرف و حدیث که رسید، جنگ و جراحت و آتش‌بس برای حسن آقا یک معنا دارد و به قول خودش تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون، کم نمی‌گذارد برای معنای ایستادگی ولو به اندازه پرچم‌های ایستاده دور چهارچرخه کوچکش.انگار در بازی عقربه‌ها دلش حسابی قرص شده و حواس جفت کرده و از اعماق جان لاحول‌ولاقوه‌الابالله خوانده و به شکوه این خطه باور دارد.لاحول‌ولا خوانده که مبادا اهتزاز پرچم ایران به چشم تنگ دشمن بیاید و به گزند چشم شور این و آن گرفتار شود.از خدا که پنهان نیست از شما چه پهنان، حسن آقا با عزم دل و جزم مقتدرانه کارستان به پا و پرچم ایران را آیه و آیت راهش کرده.شاید هم اینجا زیر گوش شهر، جلوی هزار هزار چشم، امیدی سبز در دلش جوانه زده و غیرت ایران و ایرانی را طنین انداز کرده است.

پرچم، تحفه این پاکبان به عاشقان وطن

در امتداد وطن‌دوستی، حسن آقا اما دست از به تصویر کشیدن زیبایی نمی‌کشد و تا جان دارد شوق به ایران را تکثیر می‌کند، آن هم با هدیه پرچم.هر عابر و رهگذری که دلش بلرزد و خنده بر لبانش بنشیند و در چشمش صد شبنم اشک شکوفه بزند، یک پرچم هدیه می‌گیرد و رشته‌ای نامرئی از دلبستگی وصف نشدنی به ميهن تا مرز دل میهن‌پرستان جریان می‌یابد.انگار پلی از همدلی و همراهی از این سر تا آن سر به بلندای قلل باشکوه این دیار گسترانده و جریانی از یک کار ساده را ریسه کرده و دل‌ها را به هم جوش زده.

وطن‌پرستی به رسم حسن آقا

بی‌شک اینجا در سرزمین روایت‌ها و رویش‌ها، در جغرافیای عشق و آرزو، آدم‌هایی مثل حسن آقای فرجی کیفمان را کوک و به کارهای صاف و ساده اما اثرگذار دلخوشمان می‌کنند.بی‌گمان باید از ساعت خوش عصر روز بیست و دوم فروردین در سال نو در دیار همدانا قدردانی کنم، شاید هم بخت بلندم در ملاقات پدرانه این پاکبان اسباب خیر شده و پدری برای مادری چون ایران نماد وطن‌پرستی.وطن‌پرستی نه با قیل و قال، با نصب دو سه پرچم و ایستادن و دل به دل خاک مقدس ایران دادن.
منبع خبرگزاری فارس

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.