• تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۰
  • کد خبر : 1722
  • چاپ خبر
ماسکِ مذهبی بر چهره‌ دیکتاتور؛ وقتی «پهلوی» روزه‌دار می‌شد

ماسکِ مذهبی بر چهره‌ دیکتاتور؛ وقتی «پهلوی» روزه‌دار می‌شد

تلاقی جشن تولد محمدرضا پهلوی با شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع)، یکی از نقاط عطف تزویر در تاریخ معاصر است. واکاوی خاطرات وزیر دربار و بخشنامه‌های دولتی نشان می‌دهد که چگونه پهلوی دوم میان «فرهنگ سکولار غربی» و «نیاز به جلب نظر متدینین» سرگردان بود و سعی داشت با ماسک مذهب، ناکارآمدی دولت در تامین

تلاقی جشن تولد محمدرضا پهلوی با شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع)، یکی از نقاط عطف تزویر در تاریخ معاصر است. واکاوی خاطرات وزیر دربار و بخشنامه‌های دولتی نشان می‌دهد که چگونه پهلوی دوم میان «فرهنگ سکولار غربی» و «نیاز به جلب نظر متدینین» سرگردان بود و سعی داشت با ماسک مذهب، ناکارآمدی دولت در تامین معیشت مردم در ماه رمضان را پنهان کند.

در حالی که رسانه‌های سلطنت‌طلب سعی دارند دوران پهلوی را مهد آزادی‌های بی‌قید و بند معرفی کنند، اسناد تاریخی و خاطراتِ محرم‌ترین مهره‌های شاه، پرده از یک «ریاکاری سازمان‌یافته» برمی‌دارد. رژیمی که در خلوت به مقدسات دهن‌کجی می‌کرد و برای مهار خشم ملت، بخشنامه «ممنوعیت روزه‌خواری» صادر می‌کرد. *تولد شاه یا شب ضربت خوردن؟

یکی از چالش‌برانگیزترین روزهای دربار، آبان ۱۳۵۱ بود؛ روزی که جشن تولد محمدرضا پهلوی با شب قدر مصادف شد. اسدالله علم فضای پشت‌پرده را این‌گونه روایت می‌کند: «امام جمعه شکایت داشت که بازاری‌ها و روحانیون از برگزاری مراسم سالگرد تولد اعلی‌حضرت که مصادف با شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) است، ناراحتند. وقتی این را گزارش کردم، شاه گفت: چه بهتر، این مراسم به قدری کسالت‌آور است که من ترجیح می‌دهم لغو شود.»

اما پاسخ علم به شاه، نشان‌دهنده نگاه ابزاری به مناسبت‌هاست؛ «گفتم: اعلی‌حضرت نباید خود را بازیچه دست روحانیون قرار بدهند… پیشنهاد کردم طی بیانیه‌ای اعلام کنیم که مراسم امسال بدون جشن‌های معمول برگزار خواهد شد. موافقت کرد.»

این گفتگو نشان می‌دهد که در لایه‌های بالای تصمیم‌گیری، لغو یا برگزاری یک مراسم نه بر اساس باورهای قلبی، بلکه بر مبنای یک مصلحت‌سنجی سیاسی برای جلوگیری از نفوذ روحانیت تنظیم می‌شده است.

میلاد موحدیان، پژوهش

د که «شاه باورهای مذهبی خاصِ خود را داشت. برخی از آن‌ها حتی بیشتر به باورهای خرافی شباهت داشت تا عقاید دینی منسجم؛ حتی ظاهراً این تصور را داشت که نذر کرده امامان است. اما همین باورهای فردی نیز به این معنا نبود که در عمل فردی متشرع یا دین‌دار باشد.

با این حال، این باورها را امری کاملاً شخصی و درونی می‌دانست و قصد نداشت آن‌ها را در سبک حکمرانی و سیاست‌ورزی خود دخالت دهد، اما اسدالله علم حتی در همین حد هم گرایش مذهبی نداشت و در خاطراتش بارها با این‌گونه باورهای شاه مخالفت می‌کند، بنابراین این موارد را نمی‌توان دلیلی بر دینداری شاه دانست.

در عرصه عمل، چه در زندگی شخصی و چه در حوزه اجتماعی و سیاسی، رویکرد او سکولار بود.»

*سفره رمضان و «خواب خرگوشی» دولت

بخش دیگری از خاطرات علم به وضعیت معیشتی مردم در ماه رمضان اشاره دارد. او در جلد ششم می‌نویسد که برخلاف تبلیغات رسمی، مردم در تأمین نیازهای اولیه با مشکل مواجه بودند: «در این ماه رمضان در شهر نه گوشت، نه مرغ پیدا می‌شود و این بسیار بد است.

شاه فرمودند: آخر مردم می‌خرند و احتکار می‌کنند. عرض کردم اگر برنامه‌ای باشد و مردم اطمینان پیدا کنند، هیچ‌کس احتکار نمی‌کند… متأسفانه می‌بینم دولتی‌ها در خواب خرگوشی‌اند. دیگر شاهنشاه چیزی نگفتند.»

*غریبگی با شعائر در ضیافت‌های رسمی

تضاد میان «اعتقاد فردی» و «جو حاکم بر دربار» در خاطره‌ای دیگر از علم (اول آبان ۱۳۵۲) به خوبی نمایان است. او درباره ناهاری با حضور ملکه انگلیس و وضعیت نصرت‌الله معینیان، رئیس دفتر شاه، می‌نویسد: «ساعت ۱۱:۴۰ ملکه انگلیس وارد شد… سر ناهار [معینیان] هم بود. چون رمضان بود… ایشان که مرد بسیار خوب و صوفی و با صفات عالی است، متأسفانه مشروب نمی‌خورد… زبان انگلیسی هم خوب نمی‌دانست. قدری بین انگلیس‌ها نشسته ناراحت است…»

لحن علم در به کار بردن واژه «متأسفانه» برای مشروب نخوردن یک مدیر ارشد در ماه رمضان، به وضوح نشان می‌دهد که در فضای فکری و فرهنگی نزدیکان شاه، پایبندی به شعائر مذهبی نوعی «وصله ناچسب» و مایه «ناراحتی» در تشریفات بین‌المللی تلقی می‌شده است.

*روزه‌خواری در ملاءعام جرم بود

اطلاعیه ۱۱ مرداد ۱۳۵۷ شهربانی کل کشور مبنی بر ممنوعیت مطلق تظاهر به روزه‌خواری، بیش از آنکه یک اقدام فرهنگی باشد، یک «نمایش اقتدار مذهبی» از سوی حکومتی بود که پایه‌هایش لرزان شده بود. رژیمی که در کلوپ‌های شبانه و میهمانی‌های درباری‌اش، هیچ مرزی برای محرمات نمی‌شناخت، با صدور بخشنامه برای مردم عادی، تلاش می‌کرد خود را پاسدار حریم اسلام نشان دهد.

این پارادوکس آشکار است؛ حکومتی که در لایه‌های بالای خود غرق در سبک زندگی غربی و ضد مذهبی بود، برای مردم کوچه و بازار خط و نشان می‌کشید که حق ندارند علنی چیزی بخورند. این نه احترام به روزه‌دار، بلکه سوءاستفاده از مذهب برای آرام نگه داشتن مردم در آستانه انفجار انقلاب بود.

کنار هم قرار دادن این قطعات پازل بخشنامه‌های سخت‌گیرانه علیه روزه‌خواری از یک سو و توصیفِ تقیدات مذهبی به عنوان یک امر «کسالت‌آور» یا «مایه تأسف» در خلوت دربار از سوی دیگر قضاوت درباره اصالتِ رفتارهای مذهبی آن دوران را به مخاطب واگذار می‌کند. به نظر می‌رسد مذهب برای دستگاه پهلوی، بیش از آنکه یک باور قلبی باشد، ویترینی بود که باید برای آرام نگه داشتن بازار و توده‌ها، با بیانیه‌ها و بخشنامه‌ها حفظ می‌شد.

منبع خبرگزاری فارس

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.